پشت سر اهل سنت نماز بخوانیم؟! پشت سر اهل سنت نماز بخوانیم؟! پشت سر اهل سنت نماز بخوانیم؟! بعثه مقام معظم رهبری در گپ بعثه مقام معظم رهبری در سروش
پشت سر اهل سنت نماز بخوانیم؟! پشت سر اهل سنت نماز بخوانیم؟! پشت سر اهل سنت نماز بخوانیم؟! پشت سر اهل سنت نماز بخوانیم؟! پشت سر اهل سنت نماز بخوانیم؟!

پشت سر اهل سنت نماز بخوانیم؟!

به تحقیق یکی از جلوه های بارز توصیه های ائمه، علیهم السلام، به وحدت اسلامی را می توان در تأکیدهای فراوان ائمه اطهار، علیهم السلام، بر حضور شیعیان در اجتماعات سایر مسلمین و خصوصاً نمازگزاردن با آنها یافت. آن چنان که با دقت در این روایات می توان به اهتمام و

به تحقيق يكي از جلوه هاي بارز توصيه هاي ائمه، عليهم السلام، به وحدت اسلامي را مي توان در تأكيدهاي فراوان ائمه اطهار، عليهم السلام، بر حضور شيعيان در اجتماعات ساير مسلمين و خصوصاً نمازگزاردن با آنها يافت. آن چنان كه با دقت در اين روايات مي توان به اهتمام والاي اهل بيت، عليهم السلام، به مسأله ي وحدت اسلامي پي برد. چنانچه امام صادق، عليه السلام، درباره اهميت نمازگزاردن با مخالفان مذهبي مي فرمودند:
مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ فَكَأَنَّمَا صَلَّى مَعَ رَسُولِ اللَّهِ، صلي الله عليه وآله، فِي الصَّفِّ الْأَوَّل ‏؛ [1]
هر كه با آنها (مخالفان) در صف اوّل نماز بگذارد، گويا با رسول خدا در صف اوّل نماز خوانده است. 
اسحاق بن عمار نيز مي گويد كه امام صادق، عليه السلام، به من فرمودند: 
 
يَا إِسْحَاقُ أَتُصَلِّي مَعَهُمْ فِي الْمَسْجِدِ؟ قُلْتُ: نَعَمْ قَالَ: صَلِّ مَعَهُمْ فَإِنَّ الْمُصَلِّيَ مَعَهُمْ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ؛ [2]
اي اسحاق، آيا با مخالفين در مسجد نماز مي خواني، گفتم: آري، امام فرمودند: با آنها نماز بخوان؛ زيرا كسي كه با آنها در صف اوّل نماز بخواند مانند كسي است كه شمشيرش را در راه خدا آخته است. 
و يا در روايت ديگري آن حضرت مي فرمايند: 
 
إِذَا صَلَّيْتَ مَعَهُمْ غُفِرَ لَكَ بِعَدَدِ مَنْ خَالَفَك‏ ؛ [3]
هنگامي كه با آنها نماز مي گذاري خداوند به ميزان كساني كه مخالف تو هستند گناهان تو را مي بخشايد. 
جالب اينكه در روايتي هنگامي از امام صادق- عليه السلام_ سؤال مي شود چرا ايشان فرمودند مسافران در مكه و مدينه نماز را تمام بخوانند، آن حضرت در پاسخ، علّت آن را جلوگيري از خروج زود هنگام شيعيان از صفوف نمازگزاران عنوان مي كنند. [4] زيرا بعضي از شيعيان پس از آن كه نماز خويش را به صورت قصر و شكسته بجا مي آوردند، صفوف جماعت را ترك مي نمودند كه اهل سنت اين عمل را نوعي بي احترامي به خويش به حساب مي آورند. 
فراتر از اينها طبق روايات و نيز گزارش هاي تاريخي و روايي، امام علي، عليه السلام، نيز در نماز جماعت زمان خلفا شركت مي كرد. [5] 
البته روايات در اين معني آن قدر زياد است كه صاحب كتاب وسائل الشيعه بابي را به آن اختصاص داده و در آن روايات فراواني كه بر مطلوب بودن شركت در نماز جماعت اهل سنت دلالت دارد را جمع نموده است. 
علاوه بر اين، فقها و مراجع تقليد نيز با توجه به استحكام و اتقان اين روايات از حيث سند و متن همواره فتوا به استحباب حضور در نماز جماعت داده اند، و آن را زمينه ساز وحدت ميان مسلمين دانسته اند.آنچنان كه آيت الله العظمي خوئي نيز پس از ذكر تعدادي از اين روايات، با بيان اين كه صدور چنين دستورهائي به جهت رعايت تقيه و خوف از ضرر نبوده است، زيرا اصحاب امام، عليه السلام، در آن زمان شناخته شده و معروف بودند، مي نويسد: 
«از اين روايات استفاده مي شود حكمت مدارا با اهل سنت در نماز جماعت و مانند آن مبتني بر ترس از ضرر نيست، بلكه حكمت مدارا كردن با آنان رعايت مصلحت نوعيه و اتحاد كلمه ي مسلمين است، بي آن كه ترك شركت در نماز ضرري را در پي داشته باشد؛ زيرا در آن روزگار ياران امام به «تشيع» معروف بودند. بنابر اين دستور امام، عليه السلام، به شركت در نماز آنان، به جهت شناخته نشدن اصحاب نبوده، بلكه براي مؤدب شدن به اخلاق نيكو بوده تا با اين رفتار، شيعه با اوصاف زيبا و دور از تعصب و عناد و لجاجت شناخته شود و گفته شود خدا رحمت كند جعفر را كه اصحاب خوبي تربيت كرده است». [6]
ايشان در ادامه با تأكيد بيشتر بر معنايي كه گذشت، اين توصيه ها را مربوط به همه ي زمان ها دانسته و مي فرمايد: 
«همانا حكمت از صدور چنين رواياتي رعايت مدارا و حفظ توحيد كلمه ي مسلمين بوده است تا بدين وسيله شيعيان، خود را به عدم تعصب متمايز و مشخص سازند؛ بنابراين چنين توصيه هايي در زمان ما نيز جاري بوده و حضور در مساجد مخالفان و نماز خواندن با آنها به منظور مشخص ساختن شيعه از ساير مسلمانان به عدم تعصب، مستحب است تا بدين جهت اتحاد كلمه مسلمين حفظ گردد» [7]
فشرده سخن اين كه بر اساس مفاد اين دسته از روايات، ائمه، عليهم السلام، ما را ترغيب و تشويق كرده اند كه با اهل سنت ارتباط داشته باشيم و از راه هاي مختلف از جمله شركت در نماز آنها، محبت آنان را به دست آوريم.  پرواضح است كه اين گونه رفتار انسجام و وحدت اسلامي را در پي خواهد داشت [8]
 
 

منابع:
1-  شيخ صدوق، الهداية، ص53؛ شيخ كليني، كافي، ج3، ص380؛ شيخ صدوق، امالي، ص449؛ شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج1، ص382؛ شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج8، ص299-300. (سند اين روايت صحيح و معتبر است. امام خميني، الخلل في الصلاة، ص8. محمد بن علي بن الحسين بإسناده عن حماد بن عثمان‏)
2 - شيخ طوسي، تهذيب، ج3، ص277 و شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج8، ص301.
3- شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج1، ص407 و شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج8، ص299. ( اين روايت گرچه مرسله است اما در معنا با روايات صحيحه مشترك است)
4-   شيخ صدوق، علل الشرائع، ج2، ص454 و شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج8، ص532.
5-  أحمد بن عيسى اشعري، النوادر، ص129؛ شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج8، ص301؛ ؛ بحارالأنوار، ج100، ص377 و شيخ طبرسي، الاحتجاج، ج1، ص126؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبي طالب، ج1، ص236.
6-  سيد ابوالقاسم خوئي، كتاب الطهارة، ج4، ص316
7- سيد ابوالقاسم خوئي، كتاب الطهارة، ج4، ص319.
8-  رك: محمد رحماني زروندي، تقيه مداراتي و انسجام اسلامي، مجله تخصصي فقه و اصول، زمستان1386
 
 




نظرات کاربران