«رجب»، ماه زیارتی امام رضا(ع) «رجب»، ماه زیارتی امام رضا(ع) «رجب»، ماه زیارتی امام رضا(ع) بعثه مقام معظم رهبری در گپ بعثه مقام معظم رهبری در سروش
«رجب»، ماه زیارتی امام رضا(ع) «رجب»، ماه زیارتی امام رضا(ع) «رجب»، ماه زیارتی امام رضا(ع) «رجب»، ماه زیارتی امام رضا(ع) «رجب»، ماه زیارتی امام رضا(ع)

«رجب»، ماه زیارتی امام رضا(ع)

در روایتی از امام جواد(ع) نقل شده است که «زیارت امام رضا(ع) در همه زمان‌ها خوب است، ولی با فضیلت‌ترین زمان زیارت آن حضرت ماه رجب است».

به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج، در روايتي از امام جواد(ع) نقل شده است كه «زيارت امام رضا(ع) در همه زمان‌ها خوب است، ولي با فضيلت‌ترين زمان زيارت آن حضرت ماه رجب است»، به همين منظور حجت‌الاسلام علي اصلان‌زاده دبير گروه شبهه‌شناسي مركز مطالعات و پاسخگويي به شبهات حوزه علميه قم درباره دلايل برتري زيارت امام رضا(ع) نسبت به ساير ائمه اين چنين مي‌نويسد: زيارت از ريشه «زور» است، به معناي عدول از چيزي، زائر را از آن روي زائر مي‌گويند كه وقتي به زيارت مزور مي‌آيد از غير او عدول مي‌كند، لذا در باطن زيارت، توجه نهفته است. آنچه در زيارت تعيين كننده است و موجب اوج يا فرود رتبه زائر است عبارت است از ميزان معرفت زائر نسبت به مزور. حلقه اتصال شخص زائر با پيامبر يا امام عبارت است از ميزان معرفت و ارادت قلبي و خالص او، در اينكه حضرات معصومين ابواب رحمت و توجه الهي هستند شكي نيست، ولي آنچه موجب مي‌شود دستاورد يك زاير نسبت به ديگري بالاتر باشد در شناخت و محبتي هست كه حاصل اين شناخت است. بُرَيد عِجلى مى‏‌گويد: در محضر امام باقر(ع) بودم، مسافرى از خراسان كه آن راه دور را پياده طى كرده بود به حضور امام شرفياب شد. پاهايش را كه از كفش درآورد شكافته شده و ترك برداشته بود. گفت: به خدا سوگند من را نياورد از آنجا كه آمدم مگر دوستى شما اهل البيت. امام فرمود: به خدا قسم اگر سنگى ما را دوست بدارد، خداوند آن را با ما محشور كند و قرين گرداند «وَ هَلِ الدّينُ الَّا الْحُبُّ» آيا دين چيزى غير از دوستى است؟
امام باقر(ع) در اين فرمايش ارزشمند گوهر دين و دينداري را «محبت» معرفي مي‌كند؛ از سوي ديگر كاملاً روشن است كه محبت نيز حاصل شناخت است. به هر ميزان كه مأموم محب، شناختي دقيق‌تر و عميق‌تر نسبت به امام محبوب داشته باشد محبت او نيز خالص تر و پايدارتر خواهد بود و موجب انصراف قلب او از غير محبوب خواهد شد. *زيارت امام رضا(ع) هر آنچه درباره مطلق زيارت حضرات معصومين(ع) در كلام اهل بيت(ع) و بيانات اولياي الهي وجود دارد، مسلماً در زيارت حضرت علي بن موسي الرضا(ع) رهگشا و شناخت آفرين است، ولي شناخت ويژگي‌ها و مختصات امام هشتم(ع) مي‌تواند امام‌شناسي عمومي و درك زائر را ارتقا بخشيده و در يك ديدار روحاني و ملاقات آسماني فرد را تا اعلي عليين بالا برد. امام باقر(ع) از جدش از اميرالمؤمنين(ع) نقل كرده است كه پيامبر(ص) فرمود: پاره‌اى از پيكر من در خراسان دفن خواهد شد، هر گرفتارى كه او را زيارت كند، خدا ناراحتى او را برطرف سازد، و هر گناه‌كارى كه به زيارت او رود، خداوند گناه او را ببخشد. امام رضا(ع) در بين ائمه(ع) دو ويژگي دارند: 1.غربت: در نتيجه ولايتعهدي اجباري كه با مكر و طرح مأمون عباسي بر امام تحميل شد، امام فرسنگ‌ها از ديار آبا و اجداد خود دور شد؛ هنگامي كه فرستاده‌هاي مأمون براي حركت دادن حضرت رضا(ع) از مدينه به خراسان به مدينه آمدند، حضرت رضا(ع) براي وداع به مسجد النبي كنار قبر رسول خدا(ص) رفت و مكرّر با قبر پيامبر وداع مي‌كرد و بيرون مي‌آمد و نزد قبر باز مي‌گشت و هر بار صدايش به گريه بلند بود. محول سجستاني مي‌گويد: به حضور امام رضا(ع) رفتم و سلام كردم و جواب سلام مرا داد، آن حضرت را در رفتن به سفر خراسان مباركباد گفتم، فرمود: به ديدار من بيا زيرا از جوار جدّم خارج مي‌شوم و در غريبي از دنيا مي‌روم و در كنار قبر هارون مدفون مي‌گردم، من همراه حضرتش به خراسان رفتم، تا اينكه از دنيا رفت و در كنار قبر هارون به خاك سپرده شد. 2.معيار قاطع براي شيعه اثني عشري
گروهي از اصحاب موسي بن جعفر(ع) پس از درگذشت امام به امامت و وصايت امام رضا(ع) ايمان نياوردند و گفتند: «حضرت موسي بن جعفر زنده است و روزي ظهور خواهد كرد». اين گروه چون در امامت حضرت موسي بن جعفر توقف كردند به واقفيه معروف‌اند، مهم‌ترين دليل به وجود آمدن اين فرقه وجود اموال فراوان امام موسي بن جعفر در نزد وكيلان ايشان بود. چون امام موسي كاظم مدت زيادي در زندان بود و نمي‌توانست اموالي را كه براي ايشان مي‌رسيد، در موارد مناسب به مصرف برساند، مبالغ زيادي نزد وكلاي ايشان مانده بود. به عنوان مثال، 70 هزار دينار نزد زياد بن مروان قندي، 30 هزار دينار نزد علي بن ابي حمزه بطائني و 30 هزار دينار و پنج كنيز نزد عثمان ابن عيسي مانده بود. اگر اين افراد به امامت حضرت رضا(ع) اعتراف مي‌كردند، بايد همه اين اموال را به ايشان مي‌دادند. به همين دليل در آن‌ها طمع كردند و با سرباز زدن از امامت ايشان، اموال را تصاحب كردند و به مصارف شخصي رساندند؛ اين طمع‌ورزي و برخي عوامل ديگر انحرافي را در مسير مذهب حقه تشيعه ايجاد كرد، لذا ايمان به ولايت و امامت ثامن الحجج(ع) در واقع معيار و علامتي بر صحت و سلامت اعتقاد شخص است، چرا كه بعد از انشعاب و انحراف واقفيه ديگر شاهد كج روي ديگري در مسير تشيع نيستيم و كسي كه امام رضا(ع) را امام خود مي‌داند مسلماً شيعه اثني عشري است. همين دو ويژگي حكمت تأكيدات فراواني هست كه ائمه(ع) براي زيارت امام رضا(ع) داشته‌اند از جمله: علي بن مهزيار مي‌گويد: به امام جواد(ع) عرض كردم، فدايت شوم زيارت حضرت رضا(ع) افضل است يا زيارت امام حسين(ع)، حضرت فرمودند: زيارت پدرم امام رضا(ع) افضل است، چون امام حسين(ع) را تمامي مردم زيارت مي‌كنند و پدرم را تنها شيعيان خاص زيارت مي‌كنند. *آداب و شرايط زيارت بر طبق روايات آن زيارتي موجب ارتقاء روحي زائر و زدودن حجاب‌هاي قلبي او مي شود كه اولاً با معرفت به حق امام انجام پذيرد و ثانياً با آداب خاصي كه در خود روايات بيان شده انجام پذيرد. شناخت ائمه اطهار(ع) اصل و حقيقت دين است و حقيقت توحيد و جان عبوديت است و اصولاً بدون آشنايي و معرفت آنها رستگاري و كمالي وجود ندارد، لذا فرموده‌اند: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية»، هر كسي بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است. «فَمَنْ عَرَفَنَا نَفَعَتْهُ مَعْرِفَتُهُ وَ قُبِلَ مِنْهُ عَمَلُهُ وَ مَنْ لَمْ يعْرِفْنَا لَمْ تَنْفَعْهُ مَعْرِفَتُهُ وَ لَمْ يقْبَلْ مِنْهُ عَمَلُ»؛ هر كسي كه ما را شناخت شناخت او برايش سود بخشد و عملش مقبول شود، ولي كسي كه ما را نشناخت دانسته‌هاي ديگرش نيز به سودش نيايد و عملي از او مقبول نشود. نجات و رستگاري و سعادت انسان‌ها بستگي به معرفت آن بزرگواران دارد، چون معرفت به آن‌ها راه شناخت خدا و وسيله طي طريق بندگي اوست؛ چنان كه در روايت است: «من عرفنا فقد عرف الله»، هر كس ما را شناخت خدا را شناخته است. همچنين بايد آداب زيارت حفظ شود تا نتيجه مطلوب را افاده كند. يكي از آداب زيارت كه در روايات آمده اين است كه زيارت را با تكبيرات صدگانه شروع كنيم و بعد از آن به ثناگويي اهل بيت(ع) و شمارش كمالات آن‌ها بپردازيم و بعد از آن دوباره به توحيد برگرديم و شهادت به يگانگي خدا بدهيم و بعد از آن شهادت به عبوديت و رسالت پيامبر اكرم اسلام(ص) بدهيم تا بفهميم كه آن بزرگواران از بركت عبوديت به اين مقام رسيده‌اند و همواره ذاكر اين نكته باشيم كه انوار مقدسه آيات بزرگ الهي هستند كه وقتي به سمتشان توجه مي‌كنيم به سمت خداي واحد بي‌همتا رو مي‌كنيم؛ همانند كعبه كه وقتي روي خود را به سمتش مي‌كنيم، وجهه دل را سمت عرش الهي كرده‌ايم. آن زيارتي باعث بر طرف شدن حجاب‌ها مي‌شود كه طبق فرموده خود ائمه(ع) بجا آورده شود؛ يعني با معرفت نسبت به مقام و موقعيت امام ونيز با آداب همراه باشد، آدابي كه خودشان تعليم داده‌اند كه ذكر و تفصيل هر دو شرط گذشت. *توسل و حاجت‌خواهي از خدا در محضر امام قرآن كريم مسأله توسل و توجه به نظام اسباب و مسببات را لازمه ايمان و حركت معنوي انسان به سوي خداوند مي داند و در اين راه مسأله توسل به اسباب معنوي را به طور عام سفارش مي‌كند، مي‌فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا اتقوالله و ابتغوا اليه الوسيلة...»؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، وسيله براي تقرب به او بجوييد و در راه خدا جهاد كنيد؛ يعني براي رسيدن به قرب الهي از تقوي و عمل صالح و ديگر وسايل بهره گيريد كه مسلماً يكي از مصاديق اصلي واسطه و وسيله در نيل به قرب الهي محبت و توجه به اولياء الهي است. در خصوص توسل به پيامبر(ص) نيز قرآن سفارش ويژه كرده و مي‌فرمايد: «وَلَوْ اَنَّهُمْ اِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ جآؤُكَ فَاسْتَغْفَروُا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَلَهُمْ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوّاباً رَّحيماً»؛ اگر آنان آنگاه كه با آلوده شدن به گناه به خود ستم كردند، به تو (اي پيامبر) رجوع كرده و طلب استغفار كنند و تو نيز براي آنان استغفار كني، يقيناً خداوند را توبه پذير و مهربان مي‌يابند، يعني دعاي پيامبر را در حق آنان مستجاب مي‌كند. توسل داراي مباني محكم قرآني و يكي از آموزه‌هاي اميد بخش اسلام است كه آثار سازنده و تربيتي فراواني را به همراه دارد. در توسل نقش اولياء الهي در قضاء حوائج در طول فاعليت خدا و به اذن او مورد نظر است. اين مسأله مورد پذيرش همه مسلمانان است و از ميان فرق اسلامي تنها فرقه «وهابيت» به دليل عدم توجه به مباني عقلي اعتقادات و جمود فكري و سطحي‌نگري، با آن مخالفت كرده و آن را شرك پنداشته‌اند. در حالي كه در صورت تفسير صحيح مسأله نه تنها توسل هماهنگ با توحيد است بلكه لازمه سير معنوي انسان به سوي خداست. *عرضه اعتقادات به امام اصحاب پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت معصومش(ع) از ايشان سؤال‌هاي اعتقادي بسياري پرسيده‌اند كه دليل آن اهميت اين‏ گونه مسايل و دغدغه درست بودن عقايد بوده است. يكي از راه‌هاي اطمينان به درستي عقايد، عرضه عقايد و معارف ديني به محضر معصومان(ع) است. در واقع شخص عرضه ارائه عقايد خود به محضر معصومان(ع) خواستار اصلاح عقايد غلط و تأييد عقايد درست و تكميل آنها است. در جوامع حديثي در مواردي مي‏بينيم، شخصي محدث و عالم كه با احاديث اهل ‏بيت(ع) آشنا است و عقايد خود را از معصومان(ع) اخذ كرده، اعتقاداتش را به محضر امام زنده خود عرضه مي‏‌كند. در واقع چنين فردي در صدد از بين بردن احتمال بسيار ضعيف عدم مطابقت عقايدش با آموزه‏‌هاي ديني و به منظور حصول اطمينان قلبي از دين و معارف و عقايد ديني است، يكي از نمونه افرادي كه دين و اعتقادات خود را به محضر امام زمانش عرضه كرد و مهر تأييد امامش را دريافت كرد، عبارت است از عبدالعظيم حسني كه هر چند محضر امام معصوم را درك كرده و عقايدش را از منبع پاك عصمت گرفته بود،ولي براي اطمينان قلبي خود، مجموعه عقايدش را به محضر امام هادي(ع) عرضه كرد و در نهايت امام خطاب به او فرمود: «يا أباالقاسم! هذا و اللّه‏ دين اللّه‏ الذي ارتضاه لعباده، فاثبت عليه، ثبّتك اللّه‏ بالقول الثابت في الحياة الدنيا و في الآخرة». لذا عرضه اعتقادات به محضر امام و يا عالمان رباني كه در دوران محروميتمان از حضور امام، مبين سيره و گفتار معصوم و راهنمايان مسير نوراني امامت و ولايت هستند مي‌تواند وسيله‌اي باشد براي تصحيح اعتقادات و عقايد و رفع خلل و كاستي‌هايي كه ممكن است در شناخت‌ها و رفتارمان باشد. و اينجاست كه يكي از شئون اصلي و حياتي جايگاه الهي امامت خود را نشان مي‌دهد كه عبارت است از تبيين و تفسير معارف دين و آموزه‌هاي وحياني؛ شخص معتقد به اصل امامت از اين باب رحمت و هدايت و امتداد مسير نبوت در قالب امامت بهره‌مند مي‌شود و از غلتيدن در گرداب‌هاي گمراهي و هلاكت محفوظ مي‌ماند. منبع: فارس




مطالب مرتبط

نظرات کاربران